آنچه که به عنوان مدیر‌عامل اولین شرکت تمام دورکارِ آنتی‌ویروس، در طی 15 سال آموختم

دورکاری در سال 2018 بسیار رایج و محبوب شده است، چرا که هم استارت‌آپ‌ها و هم سازمان‌ها نسبت به اینکه نیروی کارشان مستقل از محل کار به فعالیت مشغول شوند، انعطاف‌پذیرتر شده‌اند. بر طبق اطلاعات ارائه شده از موسسه‌ی "FlexJobs" حدود 2.9 درصد از نیروی‌ کار شاغل در آمریکا، حداقل نصف زمان کاری خود را از راه دور و در خانه انجام می‌دهند.
البته، دورکاری همیشه اینقدر محبوب نبوده است. در حقیقت، تا 15 سال پیش کسی چیزی در این مورد نشنیده بود. ولی این موضوع مانع مدیر‌عامل شرکت امسی‌سافت یعنی کریستسن میرول، در گردهم‌ آوردن یک تیم با استعداد از سراسر دنیا برای تاسیس اولین شرکت فعال در حوزه‌ی آنتی‌ویروس که کاملا بصورت دورکاری فعالیت می‌کرد، نشد.

 

 


امسی‌سافت تا به امروز به این روش خود ادامه داده است. در جشن پانزدهمین سالگرد تاسیس این شرکت با کریستسن همراه شده‌ایم تا  از تجاربی که در طول پانزده سال اداره‌ی شرکت از راه دور کسب کرده است، مطلع گردیم.
 

چرا امسی‌سافت، سیاست تمام دورکاری را شروع کرد و همچنان هم ادامه می‌دهد؟
زمانی که در سال 2003 امسی‌سافت را تاسیس کردم، اعضای شرکت شامل خودم در اتریش و یک همکار در زمینه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار در آلمان بود. ما به سرعت دریافتیم که هرگز نمی‌توانیم دو نفری از پس تمامی کارها برآییم، در نتیجه تصمیم گرفتیم که تیم را گسترش داده، تا بتوانیم به عنوان یک شرکت به رشد خود ادامه دهیم.
به شخصه، هیچگاه ایده‌ی گرفتن سرمایه از بانک‌ها و سرمایه‌گذارها را دوست نداشته‌ام، چرا که همیشه می‌خواستم بالاترین سطح استقلال را از خود نشان بدهم. بخاطر درآمد محدود و چشم انداز مالی که در آن زمان داشتیم، گزینه‌های زیادی برای استخدام در اروپا و آمریکا پیش رویمان نبود. 
سپس با یک وبسایت به نام "rentacoder.com" (که بعدا به "freelancer.com"  تغییر نام پیدا کرد.) آشنا شدیم، که به کارفرمایان اجازه می‌داد پروژه‌های خود را در آنجا بگذارند تا توسط توسعه‌دهندگان آزاد (“freelancers”) انتخاب شوند. اولین استخدامیِ ما یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار از سیبری در روسیه بود. او در منطقه‌ای کار می‌کرد که حقوق شخص برای یک کار تمام وقت 300 دلار در ماه بود. حدس بزنید چقدر هیجان زده شده بود زمانی که پیشنهاد ما بیشتر از درآمد مردم آن منطقه بود؟ (هنوز هم این پول کمتر از درآمد یک توسعه‌دهنده‌ی اروپایی بود.) این استخدام اولیه به ما کمک کرد تا کسب و کار را بدون کمک مالی از عوامل خارجی پیش ببریم.
چیزی که در ابتدا یک نیاز مالی ضروری بود، تبدیل به یک مفهوم کسب و کار موثر شد و نقش بسیار مهمی در رشد شرکت ما ایفا کرد. امروزه، ما دیگر فقط به استخدام از نقاط کم درآمد محدود نیستیم. (هرچند در بعضی موارد همچنان این کار را می‌کنیم.) استخدام افراد از هر نقطه و مکانی، این امکان را به ما می‌دهد که از با استعداد‌ترین افراد این کره‌ی خاکی بهره ببریم.

 

چگونه بدون مصاحبه‌ی رو در رو، افراد درست را انتخاب می کنید؟
من فکر نمی‌کنم که این روش تفاوت زیادی با مصاحبه‌ی رو در رو داشته باشد. اول، درخواست‌ها را بازنگری می‌کنیم تا افرادی که برای نیازهای ما مفید هستند را پیدا کنیم. بعد، برای افراد انتخاب شده یک لیست کوتاه از سوال‌های حوزه‌ی تخصصیشان می‌فرستیم. آنهایی که بهترین جواب‌ها را داده‌اند، برای مصاحبه دعوت می‌کنیم، که معمولاً این مصاحبه در “Skype” و یا به صورت چت متنی انجام می‌گیرد. شاید با خود فکر کنید با این روش بسیاری از ویژگی‌های شخصی افراد را از دست می‌دهید، ولی من به چشم یک فرصت به آن نگاه می‌کنم. این به من کمک می‌کند تا به افراد از روی میزان مهارت‌هایشان امتیاز دهم. جنسیت، سن، نژاد، اعتقادات، معلولیت‌های فیزیکی و محل زندگی نقشی در فرایند استخدامی من ندارند. در این بین احتمالاً بینش و درک شخصی نیز، نقشی ایفا می‌کند، چه یک مصاحبه رو در رو اتفاق بیفتد چه از طریق چت، فکر می‌کنم شما از حرف‌های طرف مقابل می‌توانید متوجه احساس او و این موضوع که آیا برای تیم مناسب است یا خیر، بشوید. من معمولاً قادرم با رد و بدل کردن چند جمله متوجه شوم که آیا فرد برای تیم ما و یا کار از راه دور مناسب است یا خیر. در بیشتر موارد، واضح است که فرد، دورکاری در خانه و یا کار کردن در محل کار را ترجیح می‌دهد.

 

آیا کارمندان خود را به صورت شخصی ملاقات کرده اید؟
از تیم 40 نفره‌ای که داریم، من تا به حال فقط با 7 نفرشان دیدار داشته‌ام. من نیمی از تیم مدیریت خود را تا کنون ملاقات نکرده‌ام، ولی با این وجود می‌دانم که می‌توانم به آنها اعتماد کنم و از دوستان نزدیک خود حسابشان کنم. امیدوارم که در آینده قادر باشیم یک دورهمی بزرگ تیمی ترتیب دهیم.

 

در امسی‌سافت ارتباطات چگونه برقرار می‌شود؟ از چه ابزاری استفاده می‌کنید؟
ما از چند ابزار مختلف استفاده می‌کنیم. از برنامه‌ی “Slack” برای مکالمه‌های شخصی و جلسه‌های تیمی، از سیستم تیکت برای پروژه‌های مدیریت و از ایمیل برای مواقعی که شخص ثالثی نیز دخیل باشد، استفاده می‌کنیم.
ما بطورکلی سعی می‌کنیم تا از کنفرانس‌های تلفنی و ویدیویی اجتناب کنیم، چون این روش‌های ارتباطی، گزارشی از اطلاعات کنفرانس در خود نگه نمی‌دارند و در نتیجه، کار را برای کسانی که جلسه را از دست داده اند بسیار دشوار می‌کنند. من هچنین آنها را چون نیازمند توجه تمام وقت است، بی تأثیر در نظر می‌گیرم. در صورتی که در یک ارتباط متنی می‌توان یک پاسخ سریع در یک پنجره‌ی متفاوت تایپ کرد، بدون آنکه چیزی از جلسه را از دست داد.
هریک از تیم‌های ما (آزمایشگاه، توسعه‌ی محصول، توسعه‌ی سایت، پشتیبانی، بازاریابی و فروش) دارای کانال “Slack” مخصوص خود هستند که استندآپ‌های روزانه، وضعیت بروز رسانی هفتگی و جلسه‌های استراتژی ماهانه در آنها برگزار می‌شوند. هر کس در تیم امسی‌سافت می‌تواند در این کانال‌ها شرکت کند و ما هم انجام مکالمات فرعیِ بین سازمانی را برای تقویت ارتباط میان تیم‌ها تشویق می‌کنیم. از میهمانان تیم‌های دیگر خواسته می‌شود تا در جلسات یکدیگر شرکت نکنند، دقیقاً همانطور که در یک ساختمان اداری انتظار دارید که میهمانان وارد اتاق جلسه نشوند.

 

دورکاری چه تأثیری در ارتباطات اعضای تیم دارد؟
ما در تیم‌های کوچک 4 تا 10 نفری تقسیم شده‌ایم و هرکدام از تیم‌ها به سبک خودشان با هم در ارتباط‌‌‌ند. برای مثال بزرگ‌ترین تیم ما، آزمایشگاه تحقیقات است، که ترکیبی از مردم هشت کشور، از اروپای غربی گرفته تا جنوب شرقی آسیا می‌باشد. با اینکه هرکدام از فرهنگ‌های مختلف آمده‌اند و در جدول زمانی شش ساعت با هم تفاوت دارند، قوی‌ترین پیوند داخلی بین اعضا را برقرار کرده‌اند، بطوریکه گاهی اوقات خارج از ساعت کاری با هم بازی‌های آنلاین انجام می‌دهند. زبان مورد نظر ما بطور کلی انگلیسی است، اما بعضی از تیم‌ها که اعضای آنها بیشترشان به زبان هم صحبت می‌کنند، کانال‌های “Slack” داخلی درست کرده‌اند که سرعت و تأثیر ارتباطشان را افزایش می‌دهد.

 

مشکلی ندارید که تیم خود را از نزدیک نمی‌بینید؟
بخش اجتماعی کار برای مدتی کمرنگ می‌شود. هرکس روی کار خودش تمرکز کرده و زمانی برای اشتباهات غیرضروری وجود ندارد، بنابراین چیزها می‌توانند کمی غیرشخصی شوند اگر مردم به این واقعیت که همکارانشان انسان‌های واقعی هستند، توجه نکنند. من فکر می‌کنم برای ایجاد پیوند بین اعضای تیم از طریق اینترنت تلاش بیشتری نیاز است، ولی آن را به عنوان یک مانع و سدی بزرگ نمی‌بینم. بعضی از ما (که شامل خود من هم می‌شود)، گاهی اوقات در مکان‌هایی که از نظر سبک کاری به ما نزدیک‌اند کار می‌کنیم تا با افرادی که طرز فکر نزدیکی به ما دارند، ارتباط برقرار کنیم.

 

درگیری‌ها و اختلافات چگونه حل می‌شوند؟
زمانی که در یک تیم بزرگ کار می‌کنید همیشه نظرات متفاوت دریافت می‌کنید. ما به طورکلی سعی می‌کنیم تمامی بحث‌ها را در نظر بگیریم تا بهترین تصمیمی که در آن شرایط ممکن است را بگیریم. مستند کردن تصمیم‌های بزرگ استراتژیک به کل تیم کمک می‌کند تا دلیلِ تصمیم گرفته شده را بهتر درک کنند و تضمین می‌کند که همه‌ی اعضا در مسیر پیشرفت باشند.

 

مزایای دورکار بودن چیست؟
در کنار موارد حاشیه‌ای، یکی از بزرگ‌ترین فایده‌های آن این است که، ما وابسته به مهارت‌های موجود در یک ناحیه‌ی خاص نیستیم. ما می‌توانیم در مقیاس جهانی به دنبال افرادی باشیم که با نیازهای ما مطابقت دارند. همچنین بسیار آسان‌تر است تا افراد محلی که به زبان بومی خود صحبت می‌کنند را برای کارهایی مثل فروش، بازاریابی و پشتیبانی استخدام کنیم. به علاوه، داشتن کارمند در سرتاسر دنیا بدین معنی است که می‌توانیم با توجه به متفاوت بودن جدول زمانی در جاهای مختلف، خدمات بهتری ارئه کنیم. ما تقریباً 24 ساعت روز در کل هفته در دسترس هستیم. امسی‌سافت همیشه بیدار است.
از دیدگاه یک کارمند منافع بیشتر حول محور انعطاف‌پذیری می‌گردد. مردم نیازی به رفتنِ سرکار ندارند و این فوق‌العادست که قادر به حذف مسیر رفت و برگشت (به سرکار) باشید، در نتیجه مقدار زیادی در زمان و پول صرفه جویی می‌کنید. به استثنای حضور در جلسات تیمی، کارمندان امسی‌سافت تقریباً آزاد هستند تا برنامه‌های کاری خود را بچینند، که سطح بالایی از آزادی شخصی و تعادل در کار و زندگی را فراهم می‌‌‌‌کند.
دورکاری همچنین به کارمندان اجازه می‌دهد تا بدون قربانی کردن کارشان، به اطراف دنیا سفر کنند و تجربه‌های جدید کسب کنند. من خودم در اتریش بزرگ شدم ولی 4 سال پیش به نیوزلند نقل مکان کردم. اگر در یک شرکت فیزیکی کار می‌کردم هرگز موفق به انجام این کار نمی‌شدم. تقریباً نیمی از اعضای تیم ما، به کشوری ثالث مهاجرت کرده‌اند. منظورم همان عشایر دیجیتالیست. (Digital nomads)

 

نکات منفی دورکاری چیست؟
بزرگ‌ترین نکته منفی این است که، تقریباً غیرممکن است که بتوان همه‌ی اعضای تیم را به صورت فیزیکی یک جا جمع کرد، چون به معنای واقعی کلمه هرکس در یک نقطه از دنیا زندگی می‌کند. به عنوان نمونه، یکی از اعضای تیم اخیراً به قطب جنوب نقل مکان کرد!
تفاوت‌های فرهنگی منطقه‌ای می‌تواند چالش برانگیز باشد، اما فکر می‌کنم کمی ناعادلانه باشد که تمامی افراد یک منطقه را در یک دسته‌بندی قراردهیم. تجربه‌ی شخصی من نشان داده است که شما می‌توانید استعداد را در هر نقطه‌ی جهان پیدا کنید.

 

بزرگ‌ترین چالش چیست؟
زبان می‌تواند یک مشکل باشد. بسیار پیش‌می‌آید که یک روز کاری به دلیل عدم برقراری ارتباط موثر به هدر برود، اما با توجه به این حقیقت که ما بیشتر از چت‌های متنی و تیکت استفاده می‌کنیم، می‌توانیم بر بیشتر مشکلات زبانی غلبه کنیم. برای بیشتر مردم، نوشتن انگلیسی بسیار آسان‌تر از صحبت کردن آن است. یک لغت جا افتاده در یک مکالمه‌ی تلفنی می‌تواند به معنای از دست رفتن قسمتی از اطلاعات باشد، درحالیکه یک لغت نوشته شده می‌تواند به سرعت شفاف‌سازی و یا آنلاین ترجمه شود.
ایجاد یک ارتباط مطمئن با اعضای جدید تیم در طول زمان می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، چون برخلاف خواسته‌ی قلبی نمی‌توانیم زمان زیادی را صرف شناخت و پرورش هر فرد کنیم. استخدام‌های ما برپایه‌ی اعتماد صورت می‌گیرند، ما هر حرکت اعضای تیم را مورد بررسی قرار نمی‌دهیم. (هرچند با استفاده از ابزارهای ثبت زمان، ساعات کاری را اندازه‌گیری می‌کنیم تا در امر پرداخت حقوق، حق کسی ضایع نشود.)

 

چه چیزی یک کارمند دورکار خوب می‌سازد؟
من فکر می‌کنم مهمترین مهارت، خود مدیریتی باشد. شما باید قادر باشید کار را به پایان برسانید، حتی اگر اجبار و فشاری از طرف تیم روی شما نباشد. قطعاً پتانسیل اینکه حواس پرتی یا از بین رفتن انگیزه ایجاد شود، وجود دارد. فکر می‌کنم بهترین راه برای جلوگیری از خستگی‌های ذهنی ایجاد یک برنامه‌ی روتین و مطمئن شدن از اینکه کارتان کسل کننده نشود، می‌باشد.
مدیریت زمان فقط به اینکه کار را سروقت انجام دهید برنمی‌گردد، بلکه شامل ایجاد یک برنامه‌ی سالم بین کار و زندگی نیز می‌شود. مرز میان اتاق کار و اتاق پذیرایی اغلب به باریکی لبه‌ی میز کار است، که بعضی مواقع کار کردن در آخر هفته‌ها را کمی سخت می‌کند. بسیاری از اعضای تیم ما با کارشان انس گرفته‌اند. آنها فقط برای گذران زندگی کار نمی‌کنند، این علاقه و بخشی از شخصیت آنهاست که باعث می‌شود کنار گذاشتن کار کمی سخت برایشان به نظر بیاید.

 

جوانب مثبت و منفی یک سازماندهی یکپارچه چیست؟
فکرمی‌کنم در عصر آنلاین امروز، دیگر جایی برای سلسله مراتب‌های سازمانی وجود نداشته‌باشد. من هیچوقت اعضای تیمم را به عنوان زیردست یا افرادی که به هردلیلی از من پایین‌ترند ندیده‌ام. ما بدون کسانی که کار مدیریت، توسعه، آزمایش، فروش، بازاریابی و پشتیبانی محصول را انجام می‌دهند هرگز به اینجا نمی‌رسیدیم. من به شخصه هنوز از انجام کارهایی مثل پاسخ به سوالات مشتری یا پاسخ به انتقادات سازنده، به خصوص اگر چالش‌برانگیز باشند و به بهبود کسب و کار کمک کنند، لذت می‌برم.
در پایان روز من کسی هستم که چک‌ها را پاس می‌کند، اما من نسبت به بقیه، فرد مهمتری نیستم. احترام متقابل، پایه و اساس تیم است و کسانی که دانش و تجربه‌ی بیشتری در یک حوزه‌ی خاص دارند، هنگام تصمیم‌های استراتژیک بیشتر مورد اعتماد هستند.

 

برای دیگر کارآفرینانی که می‌خواهند که کسب و کارشان را از راه دور اداره کنند، چه توصیه‌ای دارید؟
یا بطور کامل انجامش دهید یا اصلاً انجامش ندهید. من فکر نمی کنم یک کسب و کار دورکار به موفقیت برسد، اگر فقط آن را برای قسمتی از کارش اعمال نماید، چرا که باعث ایجاد اصطکاک بیش از حد در بین هر بخش خواهد شد. دورکاری نیازمند یک رویکرد متفاوت است، که به صورت ایده آل از رهبران نشأت می‌گیرد نه از برون‌سپاری خارجی. 
در حقیقت، من فکر می‌کنم کارآفرینان نباید دورکاری را به طورکلی برون‌سپاری در نظر بگیرند. برون سپاری بیانگر این موضوع است که دورکارها، خارج از هسته‌ی اصلی کسب و کار قرار دارند. در امسی‌سافت، ما هرگز برون‌سپاری را با آژانس های کم هزینه در کشورهای در حال توسعه در نظر نگرفتیم، زیرا با اصول کسب‌وکار و هدف ما، که فراهم آوردن بهترین پشتیبانی ممکن در صنعت آنتی‌ویروس است، مغایرت دارد.

 

آیا پیش‌بینی خاصی در مورد آینده‌ی دورکاری دارید؟
من فکرمی‌کنم عصر شنیدن انتقادات از دورکاری به زودی پایان می‌یابد. دورکاری به یک چیز معمول تبدیل شده‌است و من فکر می‌کنم تقریباً بیشتر استارت‌آپ‌های جدید به این روش کار خود را اداره خواهند کرد. ما تا به حال موفقیت‌های سازمان‌های دورکار مثل “Automattic” (سازندگان وردپرس “WordPress”) را دیده‌ایم، که از حدود 800 کارمند تشکیل شده‌است. این چنین شرکت‌ها به وضوح ثابت کرده‌اند که دورکاری یک ساختار پایدار دارد و فقط به تیم‌های کوچک محدود نمی‌شود.
دورکاری تمامی امکانات برای دستیابی به تعادل میان زندگی و کار را برای ما فراهم می‌سازد. تعداد افرادی که از خودشان می‌پرسند چرا باید ساعت‌ها وقتم را صرف رفت و آمد به سرِکار کنم؟ چرا باید 80 درصد از زمانی که بیدار هستم را دور از خانواده‌ام سپری کنم؟، هر روز درحال افزایش است و پاسخ هردوی این سوال‌ها این است که: شما مجبور نیستید به این روش کار کنید.
دورکاری یک سیاست برد-برد محسوب می‌شود. دورکارها مجبور نیستند زندگی شخصی خود را فدای کارشان کنند و شرکت‌ها هم می‌توانند بدون محدودیت‌های جغرافیایی از بهترین استعدادها استفاده کنند. درحالیکه 15‌امین سالگرد تأسیس امسی‌سافت را جشن می‌گیریم، افتخار می‌کنم که بگویم امسی‌سافت مدرک زنده‌ایست که ثابت می‌کند، دورکاری یک مدل کسب و کار قابل اجرا، موثر و پایدار است.



 

روز خوبی (بدون مخرب) داشته باشید.

برگرفته از:

What I’ve learned about running an all-remote company during 15-years as the CEO of the world’s first all-remote AV company 

دانشنامه

مطالب مرتبط

سناریوی کنونی خطر: حقایق اجمالی گزارش امنیتی AV-TEST

14 آذر 1397  

موسسه‌ی اِی‌وی-تست (AV-TEST) در جدیدترین گزارش امنیتی خود به بررسی حقایق اجمالی در رابطه با: هر ثانیه پنج مخرب جدید، بازگشت حمله‌های سنتی ویروس‌ها به سیستم‌های ویندوزی، ۱۰ مورد از خطرناک‌ترین تهدیدها در سیستم عامل macOS و حملات تروجان‌ها به اندروید، و همچنین دیگر توسعه‌هایی که در صنعت امنیت IT صورت گرفته و وضعیت فعلی خطرات آنلاین پرداخته است.

خانه تکانی کامپیوتر در ۵ گام ساده و پیشگیری از مخرب

14 آذر 1397  

یک نرم‌افزار، برخلاف خودروهای کلاسیک، با گذشت زمان ارزشمندتر نمی‌شود. اگر از سیستم عامل تاریخ گذشته‌ی خود راضی هستید فقط به این دلیل که «هنوز هم خوب کار می‌کند»، باید بدانید که آن سیستم عامل، قوی‌ترین سلاح هکرها برای دستیابی آسان به فایل‌های شما است. مجرمان سایبری، اغلب و به طور خودکار وب‌سایت‌ها و کامپیوترها را با انواع مختلف مخرب اسکن می‌کنند تا ببینند که نقطه‌ی آسیب پذیری برای دسترسیِ ورود به وب‌سایت یا سیستم وجود دارد یا خیر. برنامه‌های قدیمی، در واقع یک درب پشتی خطرناک (Backdoor) به کامپیوتر شما هستند.

بات‌نت‌ها: طلوع مردگان متصل

14 آذر 1397  

امروزه ظاهراً همه چیز به یکدیگر وصل شده است. تُسترها، نمایشگرهای کوچک و حتی دستگاه‌های قهوه‌ساز هم به اینترنت دسترسی دارند. این دستگاه‌ها مانند اسباب بازی‌هایی برای بزرگسالان ساخته شده‌اند تا زندگی را ساده‌تر و حتی با مزه‌تر کنند. اما راحتی شما می‌تواند منجر به دسترسی ساده‌ی مجرمان سایبری شود. کودکی را تصور کنید که دور خود را با هر تعداد اسباب بازی که توانسته بدزدد پر کرده است. این اسباب بازی‌های کوچک با یک ترتیب منظم چیده شده و در کنار هر یک نامی نوشته شده است. شاید خود صاحب اسباب بازی‌ها هم ندانند که وسایلشان گم شده، اما قلدری این بچه، حالا در دنیای واقعی نقش مهمی بازی می‌کند.